اگه دنبال معشوقت مي گردي !!!!
اگه غم وغصه داري به من بگو !
قول مي دم سنگ صبور باشم
اگه سوالي دارين ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
كمك مي كنم و جوابتون رو توي وبلاگ مي ذارم !!!!!
در پناه خداي عشاق باشين!!!!!!!
سلام سكوت
من خودتم يادت كه هست
امروز اين رو مي نويسيم كه اگر يك روز ديدي بفهمي چرا اين شعر رو گفتي
مي خوايم امروز نو بگيم مي خوايم احساس رو بيان كنيم توي شعر مي خوايم تو رو من رو بشكنيم
مي خوايم بغز توي گلو را با كلمات بيان كنيم
مي دوني كه امروز باز من غمگينم مثل خيلي وقت ها
مردمان احمق
اشك مي ريزيم ما مردمان احمق
در سعي زياد براي غم
هركسي بر خود كاري كند
آب را گل كند مهتاب را خاموش
ولي ما اشك مي ريزيم
ما مردمان احمق
ادامه در ادامه ي مطلب
با تشكر محمد نيما
ادامه مطلب
امروز در حالي خبرها در دقايق ابتدايي صبح روز جمعه 28 تيرماه مخابره ميشد كه خبر رسيد خسرو شكيبايي، بازيگر «هامون»، «يك بار براي هميشه»، «خانهي سبز» و «روزي روزگاري» براي هميشه از مقابل دوربينها رفت و در قاب خاطرهها ثبت شد.
اين هنرمند بازيگر كه در سينما، تلويزيون و تئاتر نقشآفريني ميكرد، براي اهالي ادبيات هم بويژه با نقش بستن صدايش بر شعرهاي شاعراني همچون سهراب سپهري، فروغ فرخزاد، سيدعلي صالحي، محمدرضا عبدالملكيان و... نامي آشناست. تيزر آخرين جشنوارهي فيلم فجر نيز با صداي به يادماندني خسرو شكيبايي همراه شد.
بقیه در ادامه ی مطلب
ادامه مطلب
دوباره صورتی ِصورتیست باغ تنت
دوباره خواب مرا میبرد كه تا برسم
به روز صورتیات رنگ مهربان شدنت
چه روزی آه چه روزی كه هر نسیم وزید
گلی سپرد به من پیش رنگ پیرهنت
چه روزی آه چه روزی كه هر پرنده رسید
نوكی به پنجره زد پیشباز در زدنت
تو آمدی و بهار آمد و درخت هلو
شكوفه كرد دوباره به شوق آمدنت
درخت، شكل تو بود و تو مثل آینهاش
شكوفههای هلو رُسته روی پیرهنت
و از بهشتترین شاخه روی گونهی چپ
شكوفهای زده بودی به موی پُرشكنت
پرندهای كه پرید از دهان بوسهی من
نشست زمزمه گر روی بوسهی دهنت
□
شكوفه كردی و بیاختیار گفتم آه
چقدر صورتی ِ صورتیست باغ تنت
آواز عشق
امروز هوا ابریست می خواهد باران ببارد در دل من
امروز شاید می دانم شقایق چه گلیست
امروز دیگر سر شار از عشقم
و خواهان قصه های حماسی بی دروغ
امروز غرقم در آتش خیال
امروز چه شوقی دارم پس از سال های بسیار
آخر امروز من عاشق ترین شما هستم
عشق در میان آفاق
عشق را بعض خود خواهی می دانند به فرض مثال می گویند کسی را که دوست داری بگو یا مال من یا مال خدا
بعضی هم می گویند یعنی به عرش رسیدن
اما من می گویم دیوانه شدن زیرا کسی که عاشق شود دیگر نور خود را نمی بیند و به سوی نور کم سوی یار می رود
خوشا ای که خارم بی گلی نیست خوشا ای دل خارم هم خداییست
پس عشق آخر خدا هست
سلامی دوباره بعد از چند ماه
می دونین من کلی امتحان داشتم و نمی تونستم زورد آپ کنم
اما این دفعه نه از خدا می گم نه از عشق
این دفعه روی بد زندگی رو می خوام بهتون بگم
مر گ و زجر و درد و مریضی همه از رو های بد زندگی هستن اما رویی که من می گم تا حالا در موردش فکرم هم نکردی
احساس گناه و بیهودگی
تا حالا از این احساس ها کردی شاید هم مثل من همیشه در این حس هستی اما مطمئن باش هیچ چیز نه تقصیر منه ؛ نه تو و نه حتی خدا بلکه تقصیر اون آدم هایی هست که از ضعف ما استفاده می کنن اما ای دوست من ای که پسری یا دختری بدون ما همه از روی خود باید خجالت بکشیم نه دیگران
من محمد نیما از امروز فریاد می زنم که دیگر احساس گناه ندارم من خود را مقصر هیچ چیز نمی دانم و دیگر نمی خواهم تنها باشم و در تنهایی خود گریه کنم همه برادر و خواهر های عزیزم من این ایمیل من هست mohammadnima_hani@yahoo.com اگر شد با من همکاری کنین تا بتونیم اینجا یک کاری برای هم انجام بدیم
با تشکر محمد نیما
سلام
امروز می خوام داد بزنم و چن جمله فقط چند جمله بگم
( ما زندگی می کنیم نه برای زجر نه درد نه سختی نه حتی لذت بردن ما زمدگی می کنیم تا یک لحظه لبخند بزنیم )
( وقتی تنهایی خیلی آزارم می ده دستم رو رو به خدا می گیرم و فقط می خندم )
اما من آنقدر تنهایم که لبخند هم نمی توانم بزنم ولی هنوز می دانم که خدا را دوست دارم
سلام
من محمدنیما دوست شما از خدا گِلِه دارم اما نه اول از خودم بعد خدا آره اول از خودم می دونید چرا من سایۀ خدا را دیدم اما حس نکردم لطف اون رو دیدم اما لبخند به او نزدم و به خلق خدا زدم موقع سختی به او گله کردم و موقع خوشحالی از او نامی نبردم حال باز نمی دانم چرا از او گِِلِه دارم چون من آدم احمقی هستم .
خدایااااااااااااااااااااا من رو ببخش این کلمه رو همه هزار بار گفتیم اما چرا اون بخشید و ما خود را نبخشیدیم و گفتیم ما که آلوده شدیم باز جلو می ریم خدا که ما رو دیگه دوست نداره .....
ای انسانهای بیچاره خدا این قدر بزرگ هست که به التماس شما احتیاج نداره پس خوبی و بدی شما خوشحالی و بد حالی شما هم به او هیچ اثری نداره .
من محجمدنیما در همین جا می گویم که ایی خدا من بی عقل بودم که فکر می کردم معشوق تو هستی و عاشق ما من انسان پست معشوق و تو ای بزرگ ترین بزرگ ها عاشق من هستی اما نه مثل عشق زمینی که من از دست معشوق خود خسته شم و رهاش کنم تو ما رو هیچ گاه وارها نمی گذاری خدایا من رو ببخش که در مواقع سختی به پیش تو التماس کردم .من این جملۀ قدیمی را باز تکرار می کنم خدایااااااااااااااااااااااااا من را ببخش با این که می دانم از من به اندازه سر سوزنی گِلِه نداری نه از من از همۀ دنیا جهنمی که تو آن را آفریدی برای من کافیستچون من تو را نشناختم و مردم...............
بچه ها کاش می تونستید اشک من رو ببینیدمن گناه کارم از خدا ببخشش می خوام و توبه می کنم اون من رو می بخشه اما من باز همون گناه رو می کنم می دونم چون انسان هستم .
دوستدارشما محمدنیما هانی
یا حق .....
سلام دوباره
این شعر رو تقدیم می کنم به خدا
شاید قشنگ نباشه اما کلی حرف داره
بخونین نظر بدین و بگید از این شعر چی می فهمید
می زند نقش بر این دیوارِ خانه
با دست های مسکین نشانه
کودکی در دل خوشی ها
از میان دلبری ها
می زند نقش خدا را
در میان کودکی ها
از میان آه و بیداد
با دل سادۀ خود
می کند صدا خدا را
با زبان سادۀ خود
در میان خواب و رویا
از میان قلب و دریا

دوستداره شما محمدنیما
یا حق.........
سلام می دونم چند وقتی هست که مطلب ننوشتم ببخشید
خوب حالا باز می نویسم .
بچه ها جدی عشق چرا و به چه قیمتی !
اصلاً چرا عاشق شیم من عاشق نشدم تا حالا و نمی خوام بشم چون
عشق کثیف شده به این حرف من نه خندین چون راسته اگه باور
برین تو چت رو برین تو خیابون با دوستتون فرقی نداره منظورم
اینه دخترا با دوست پسرا و بر عکس ببینین دروغ می گم پسرا
اگه دختر خوشکل تر و دختر پسر پول دار تر ببینن در می رن
امتحانش ضرر نداره حالا قیمتش اینه که کم کم قلب شما رو از
سنگ میکنه و یا به عشق کم رنگ من تازه فهمیدم که عشق
خیابونی و چتی به درد نمی خوره.
قربان شما محمد نیما
یا حق …..
![]()
سلام
مي دونم خيلي وقت چيزي ننوشتم خوب اشكال از من نبوده از امتحان هام بود اما حالا يه داستان با حال مي نويسم تا جبران بشه :
در روزگاران قديم در ديار هفتم عشق سه عاشق بودند يكي مجنون بود ديگري انسان آخري عالم بود اين سه در عشق مشترك بودند دختري از ديار عشاق . هر سه با هم به سراغ او رفتند از هر كدام پرسيد : چرا عاشق شدي ؟
عاقل گفت : در ذهنم گفتم دوستت دارم ذهنم قبول كرد .
انسان گفت : همه ي آدم ها عاشق مي شوند من هم شدم .
مجنون گفت : نمي دانم اما مي دانم از عشق مجنون شدم .
و اما دختر شهر عشاق به مجنون نگاه كرد و گفت من مي دانم چون از ديدنت احساس عشق را من هم كردم .
![]()
سلام
چند وقتیه همون طور که می دونین از عشق زمینی بدم اومده ولی این دفعه مجبورم البته این دفعه هر دو عشق رو داریم .
این دفعه یه عاشق برای یه معشوق به یه معشوق دیگه التماس می کنه .
ای خدا تو من را در تنهایی تنها نگذاشتی من را دوست داری این دفعه هم دوستم بدار ای این دفعه هم تنهایم نگذار خدا دل من را پر از عشق کن اگر دوستم دارد دل را به سویش روان ساز اگر هم نه کاری کن که دیگر نبینمش خداوندا ای که هستی من از توست ای تو ای که با نور خود به من موجودیت دادی و من را به کمال رساندی که ن حال پیش تو زانو زنم و التماس کنم که من را به معشوق برسانی ای پروردگار دو عالم من می دونم عشق زمینی عشقی فانی ست اما این خصلتی هست که خودت به من دادی پس یار و نگهدارم باش….
آمین یا رب العالمین
به نظر من که خیلی زیبا و پاک بود
لطف کنید نظر بدهید
با تشکر محمدنیما
سلام
امروز از اون روزاست عشق خدا تو دلم گل کرده می خوام بنویسم .
بذارین این دفعه داستان رو با سوال شروع می کنم :
خدا چیه ؟ چرا دوستش دارم ؟ چرا گناه می کنیم می ترسیم ؟
خدا رو نکسی دیده نه می بینه خدا نور ، خدا پاکه منبع خالص نور خدار رو نمی شه دید فقط می شه حسش کرد اونم نه با حواس پنج گانه باید با قلب حس بشه با مرکز عشق .
من نمی دونم اما دوستش دارم چون پروردگارم چون احساس خوبی به اون دارم چون همیشه با منه تنهام نمی ذاره
چون می دونم که اون خیلی مهربونه ومن رو دوست داره چون در دل می بینمش به نور عظیمش می رسم نمی تونم نگاهش کنم
چون می ترسیم منبع عشق نذاره دیگه بریم پیشش و به منبع اصلی خود برگردیم و جزء اون بشیم و با عشق زندگی کنیم چون می فهمیم که دیگه کسی دوستمون نداره و عشق اون رو از دست دادیم و تنها می مونیم
بچه ها و دوستان
لطفا اگه داستان این جوری دارین بفرستین
با تشکر : محمد نیما
ببین عشق را که از پاکی روح را در دنیا گرفتار می کند
از کسانی که به این وبلاگ سر می زنند خواهش می شود من را یکی از پیوند های خود کنند
ممنون
قربون همه ی شما محمدنیما
سلام
ببخشید دیر به روز می کنم
این دفعه نه داستان نه جوک و نه مسخره این دفعه غم .
شاید بعضی به این مطلب بخندند و یا چیز هایی در نظرات بنویسند .
همین طور که از اسم مطلب می فهمید ماجرا در مورد درد بیشتر جووناست .
1.عشق : این کلمه در لغت به معنی دوست داشتن است . اما در دل من وتو به معنا های مختلفی است من نظر خودم رو می نویسم تا نظر تو چی باشه
عشق واژه تنهایی دل عشق تاریکه قرمز قرمز اما بوی خوبی داره بوی طراوت گل های بهاری که با شنیدن صدای قلب عاشق جون می گیرن و با نور معشوق طراوت عشق واژه بازیچه نیست نباید زیر پا له بشهعشق واژه مقدسیه نباید توسیاهی گم بشه نباید تو دل آدما کور بشه اما شده عشق چه ضربه هایی که نخورده عاشق دل معشوق رو شکونده فکر نکین اون دو تا ضربه خوردن نه فقط عشق سر افکنده شد عشق نباید بیشتر از این با این روابط میان دختر ها و پسر ها کثیف بشه پس تو رو خدا بی یاین عشق رو دوباره زنده کنیم با طراوت گل یاس .
2.عاشق : در لغت به معنای کسی است که قلب خودش رو به کس دیگه ای می ده .
عاشق مثل رنگین کمان هفت جزء داره 1) معشوق خود رو دوست داره و براش می میره 2) عاشق رنگ سفید رو دوست داره 3) عاشق نمی دونه بدون معشوق چی کار کنه 4) عاشق طبیعت رو با تمام وجود حس می کنه 5) عاشق قلبش رو هدیه می ده 6) عاشق هنگام دیدار معشوق به اوج خود می رسه 7) عاشق تنهایی رو دوست داره اما نه وقتی که مع شو ق پیشش هست.
3. معشوق : در لغت به معنی کسی است که قلب عاشق رو هدیه می گیره
معشوق پاکه که می تونه دل عاشق رو بگیره معشوق نور روشنایی عاشق معشوق زنده کنندۀ دل پژمردۀ عاشق است.
عزیزانم امیدوارم این حرف ها رو بخوانید و دیگر این واژه های مقدس رو به شو خی نگیرید .

